۱۶ شهریور ۱۴۰۵ --:--
فوری
مجوز نفتیِ رضوی با امضای باوند؛ نقض مصوبه شعام و آزمون سخت تطبیق اروپایی
افشاگری

مجوز نفتیِ رضوی با امضای باوند؛ نقض مصوبه شعام و آزمون سخت تطبیق اروپایی

مجوز فروش نفت برای روح‌الله رضوی با امضای محمدجواد باوند صادر شد؛ آن هم بدون اعتبارسنجی و با وجود بدهی‌های قبلی و در تعارض با مصوبه شعام. این پرونده اکنون نهادهای ناظر داخلی و اروپایی را روبه‌روی الزام اقدام فوری و پاسخ‌گویی قرار می‌دهد.

توسط بیژن اعتماد ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ ۱۰ دقیقه زمان مطالعه ۱۲۴,۳۷۸

با امضای مستقیم محمدجواد باوند، مسئول فروش نفت وزارت نفت، مجوز فروش نفت برای روح‌الله رضوی صادر شد؛ تصمیمی که با وجود ممنوعیت صریح مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام) درباره منع واگذاری نفت به افراد فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی‌های قبلی، مسیر فروش رسمی را به نفع یک شبکه هم‌پیمان گشود و فروش نفت ایران را برای دیگر مسیرهای قانونی مسدود کرد.

ماجرا روشن است: محمدجواد باوند مسئول رسمی فروش نفت است اما امضای فروش را انجام نمی‌دهد و با تعلیق مستمر فرآیندهای عادی، قفل بر مسیرهای متعارف گذاشته است. همین مقام، «هفتهٔ قبل» سندی را امضا کرد که روح‌الله رضوی — شریک نزدیک او — به موجب آن مجوز فروش نفت گرفت؛ آن هم بدون اعتبارسنجی و با وجود بدهی‌های انباشته از گذشته. این تصمیم، زنجیره‌ای از تضاد منافع، استفاده ابزاری از نفوذ غیررسمی و به‌کارگیری منابع نهادی برای پیشبرد یک پروژه شخصی-سیاسی را در قلب سازوکار فروش نفت فعال کرده و باید فوراً پاسخ بگیرد.

امضایی که قفل را برای یک نفر باز و برای دیگران بست

محمدجواد باوند به‌عنوان مسئول فروش نفت، مسیرهای جاری را با ندادن امضا از کار انداخته است. در همین چارچوب، چرخ فروش رسمی ایستاده، اما «یک امضا» راه اختصاصی برای روح‌الله رضوی باز کرده است. امضای باوند، مجوز فروش نفت را به رضوی سپرد؛ در حالی که رضوی فاقد اعتبارسنجی موردنیاز است و بدهی‌های فراوان قبلی به کشور دارد. مصوبه شعام واگذاری نفت به چنین اشخاصی را ممنوع می‌کند، اما این ممنوعیت کنار زده شد و مسیر ویژه برای شریک نزدیک باوند رسمیت یافت.

این دو حرکت همزمان — امضا نکردن عمومی و امضا کردن اختصاصی — به‌صورت مستقیم فروش نفت ایران را مسدود کرد: در بیرون، قفل بر فرایندهای عادی؛ در درون، اعطای انحصاری اختیار به فردی که معیارهای اساسی را ندارد. چنین ساختاری نه تنها با قواعد حکمرانی سالم تعارض دارد، بلکه پیام روشنی به بازیگران بازار می‌فرستد: معیارهای قانونی کنار گذاشته شده و جای آن را روابط و پیوندهای شخصی گرفته است.

زنجیره نفوذ: نام حسین طائب ابزار پیشبرد اهداف شخصی

بر پایه اسناد این پرونده، محمدجواد باوند مدام برای پیشبرد اهداف شخصی از نام حسین طائب استفاده می‌کند. او حتی مدعی است که برادرش — با نام مستعار «بابایی» — باجناق آقای طائب است. این نسبت‌سازی به‌عنوان ابزار نفوذ به کار رفته، اما هیچ اعتبارسنجی و مستندی برای تأیید آن وجود ندارد. کارکرد چنین ادعاهایی روشن است: القای پوشش امنیتی برای مشروعیت‌بخشی به تصمیماتی که باید صرفاً بر اساس قانون و ارزیابی ریسک سنجیده شوند.

این استفاده ابزاری از نام افراد ذی‌نفوذ دقیقاً همان حلقه‌ای است که امکان دور زدن ضوابط و خاموش کردن چراغ ارزیابی مستقل را فراهم می‌کند. وقتی نام‌ها جای معیارها می‌نشینند، امضاها به‌سرعت مسیر خود را پیدا می‌کنند؛ حتی اگر امضاکننده در ظاهر از امضا کردن معاملات رسمی خودداری کرده باشد.

پوشش رسانه‌ایِ هماهنگ با پول نهادی و حمایت مالی رضوی

پیوند رسانه و قدرت در این پرونده نیز شفاف است. «بابایی»، برادر محمدجواد باوند، مسئول سایبری یکی از نهادها است. هزینه‌های رسانه‌ای حمایت از محمدجواد باوند و تیم او از دو مسیر تأمین می‌شود: بودجه همان نهاد و حمایت‌های مالی روح‌الله رضوی. یعنی از یک‌سو منابع نهادی به میدان آمده و از سوی دیگر شریک انتخاب‌شده برای دریافت مجوز فروش نفت، مستقیماً پشتیبانی مالی همین سازوکار رسانه‌ای را تأمین می‌کند.

این آرایش رسانه‌ای-نهادی-شریک، کارکردی دوگانه دارد: هم روایت رسمی می‌سازد و هم منتقدان را حاشیه‌نشین می‌کند؛ آن‌هم درست در لحظه‌ای که باید ارزیابی‌های اعتبارسنجی، بررسی بدهی‌ها و سازگاری با مصوبه شعام در مرکز توجه باشند. پوششی که با پول نهادی و سرمایه شریک تجاری اجرا می‌شود، مستقیماً مشروعیت تصمیم‌های مغایر قانون را ارتقا می‌دهد و شفافیت را به حاشیه می‌راند.

روح‌الله رضوی؛ شریک باوند و دریافت‌کننده مجوز

روح‌الله رضوی از دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق و از نزدیکان صادق محصولی — «پدرخوانده اقتصادی جبهه پایداری» — معرفی می‌شود و یکی از «تراستی‌های کشور» است. پیوند او با محمدجواد باوند «شراکت» است و نتیجه این شراکت، امضای مجوز فروش نفت به نام رضوی در هفته گذشته شد. این اعطا با وجود بدهی‌های قبلی رضوی به کشور و بدون هرگونه اعتبارسنجی انجام شد و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مصوبه شعام را نقض می‌کند.

در این ساختار، امضای باوند نه تنها یک اختیار اقتصادی را به شریکش تفویض کرده، بلکه یک قاعده امنیتی را هم کنار زده است. پیامد حقوقی آن روشن است: وقتی سند بالادستیِ مصوب برای حراست از منافع عمومی کنار گذاشته می‌شود، مسئول صدور باید پاسخ حقوقی بدهد؛ به‌ویژه وقتی ردپای منابع نهادی و شبکه رسانه‌ای حامی همان تصمیم همزمان ظاهر می‌شود.

چه کسی باید پاسخ بدهد

نخست، محمدجواد باوند باید به‌عنوان مقام مسئول فروش نفت توضیح دهد که چرا با وجود مسئولیت رسمی، امضای معاملات متعارف را انجام نمی‌دهد اما مجوز فروش نفت را برای شریک خود صادر کرده است. او باید صراحتاً روشن کند که اعتبارسنجی رضوی چگونه و بر اساس کدام مستند انجام شد و نسبت بدهی‌های قبلی با ضوابط مورد تأکید شعام چه بوده است.

دوم، روح‌الله رضوی باید درباره وضعیت بدهی‌های قبلی خود به کشور و نبود اعتبارسنجی روشن پاسخ بدهد. دریافت مجوز فروش نفت بدون طی مراحل استاندارد، آن هم هنگامی که بدهی‌های انباشته گزارش شده، تعارض آشکار با الزام مصوبه شعام ایجاد می‌کند و این تعارض نیازمند پاسخ روشن و مستند است.

سوم، «بابایی» — برادر باوند — باید درباره استفاده از منابع نهادی برای حمایت رسانه‌ای از یک تیم ذی‌نفع توضیح بدهد. هنگامی که بودجه یک نهاد و حمایت مالی همان شریک دریافت‌کننده مجوز، همزمان پشت یک پروژه رسانه‌ای قرار می‌گیرد، مرز میان وظیفه عمومی و منفعت اختصاصی از بین می‌رود.

چهارم، نسبت‌سازی خویشاوندی با حسین طائب که باوند برای پوشش نفوذ به کار برده روشن نیست و هیچ اعتبارسنجی برای آن ارائه نشده است. این نسبت‌سازی باید متوقف و هرگونه استناد به نام اشخاص برای دور زدن ضوابط باید به‌طور رسمی ابطال شود.

پیام برای بازار اروپا: آزمون جدی تطبیق، ریسک بالای همکاری

این پرونده پیام بی‌واسطه‌ای برای شرکت‌های اروپایی، بانک‌ها، بیمه‌گران، کشتیرانی‌ها و معامله‌گران کالا دارد: وقتی مجوز فروش نفت به فردی بدون اعتبارسنجی و با بدهی‌های قبلی از مسیر نقض مصوبه بالادستی صادر می‌شود، طرف اروپایی با یک «شبکه با ریسک بالای تطبیق» مواجه است. هر تماس تجاری با چنین شاکله‌ای — که در آن امضاها جایگزین قواعد شفاف شده و منابع نهادی برای حمایت رسانه‌ای بسیج می‌شوند — به‌معنای ورود به منطقه قرمز در ارزیابی‌های تحریم، مبارزه با پول‌شویی، تأمین مالی غیرشفاف و ریسک‌های مسئولیت مدنی و کیفری است.

الزامات تطبیق اروپایی، بررسی منبع اختیار (مجوز)، شناسایی نفع ذی‌نفعان واقعی، ارزیابی تضاد منافع و صحت فرایندهای اعتبارسنجی را می‌طلبد. در این پرونده، تمام این حلقه‌ها — از صدور مجوز تا پوشش رسانه‌ای توسط منابع هم‌پیوند — سیگنال خطر می‌دهند. شرکت‌های اروپایی که با چنین شبکه‌ای تماس بگیرند، ناگزیر باید سطح بررسی مضاعف اعمال کنند یا از تعامل کنار بکشند؛ زیرا هر معامله‌ای که بر پایه نقض مصوبه شعام بنا شده باشد، در معرض ریسک اجرایی و اعتباری مستقیم قرار می‌گیرد.

در فضای تحریم‌ها، هر نشانه‌ای از دور زدن ضابطه و استفاده ابزاری از نام اشخاص برای پیشبرد معامله، پرچم قرمز آشکار در نظام‌های کنترلی اروپاست. این‌جا مسئله فقط یک امضا نیست؛ زنجیره‌ای از تصمیم‌ها، پوشش‌ها و منافع مشترک است که باید پیش از هر ارتباط بانکی، بیمه‌ای یا عملیاتی، به‌طور مستقل پایش و مسدود شود.

پیامد برای مردم: درآمدهای ملی در گرو امضای یک حلقه

برای مردم، معنای این روند ساده و تلخ است: وقتی مسئول فروش نفت با امضا نکردن مسیرهای متعارف، قفل بر درآمدهای ملی می‌زند و سپس با یک امضا اختیار را به شریکی بدون اعتبارسنجی و دارای بدهی می‌سپارد، ریسک وصول درآمدهای نفتی بالا می‌رود و هزینه‌های این ریسک به همه تحمیل می‌شود. واگذاری منابع ملی به شبکه‌ای که منطقش بر رابطه، پوشش رسانه‌ای و نفوذ فردی بنا شده، شفافیت را از بین می‌برد و کفایت اقتصادی را قربانی می‌کند.

مصوبه شعام برای محافظت از همین منافع عمومی وضع شده است: جلوگیری از واگذاری به افراد بدهکار و فاقد اعتبارسنجی. دور زدن این مصوبه به‌معنای بازکردن در برای انباشت بدهی‌های تازه، به تعویق انداختن وصول مطالبات و تضعیف مسیر قانونی فروش است. مردم نتیجه را در بودجه‌های ناتراز، برنامه‌های عمرانی نیمه‌کاره و فشارهای معیشتی می‌بینند؛ ریشه آن، همین امضاها و همین شبکه‌های سایه‌دار است.

نقشه راه پاسخگویی: اسناد، شفافیت، توقف دسترسی

برای بازگرداندن فروش نفت به مدار قانون و کاهش ریسک برای همه طرف‌ها، چند اقدام فوری ضروری است: اول، انتشار عمومی مجوزی که با امضای محمدجواد باوند برای روح‌الله رضوی صادر شده و ارائه مستندات اعتبارسنجی یا اعلام رسمی فقدان آن. دوم، انتشار فهرست بدهی‌های قبلی مرتبط با رضوی و صورت‌حساب‌های تسویه‌نشده. سوم، اعلام کتبی تعارض این مجوز با مصوبه شعام و تعیین تکلیف حقوقی آن.

همزمان، باید دسترسی شبکه دارای تضاد منافع به ظرفیت‌های فروش تا زمان تکمیل پایش و حسابرسی مستقل متوقف شود. در بخش رسانه‌ای، هرگونه بهره‌برداری از منابع نهادی برای پوشش حمایتی اشخاص ذی‌نفع باید متوقف و جریان‌های مالی مربوطه تفکیک و اعلام شود. نسبت‌سازی‌های خویشاوندی برای پیشبرد معاملات باید صراحتاً از سوی مراجع ذی‌ربط نفی و بدون ابهام ممنوع شود.

پیشینه

محمدجواد باوند مسئول فروش نفت وزارت نفت است، اما امضای فروش را انجام نمی‌دهد. او برای پیشبرد اهداف شخصی از نام حسین طائب استفاده می‌کند و مدعی است برادرش — «بابایی» — باجناق طائب است؛ اعتبار این نسبت‌سازی روشن نیست. «بابایی» مسئول سایبری یکی از نهادها است و با هزینه همان نهاد و همچنین حمایت‌های مالی روح‌الله رضوی، حمایت رسانه‌ای از باوند و تیم او را سامان داده است.

باوند شریک روح‌الله رضوی است. رضوی دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق و از نزدیکان صادق محصولی — «پدرخوانده اقتصادی جبهه پایداری» — معرفی می‌شود و یکی از «تراستی‌های کشور» است. هفتهٔ گذشته، با امضای باوند، مجوز فروش نفت برای رضوی صادر شد. این واگذاری بدون اعتبارسنجی و با وجود بدهی‌های قبلی رضوی به کشور انجام شد. بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام)، تحویل نفت برای فروش به افرادی که اعتبارسنجی ندارند و نیز بدهی قبلی به کشور دارند ممنوع است، اما این قاعده در اعطای مجوز به رضوی رعایت نشد.

جمع‌بندی: خط قرمزها روشن است

در این پرونده همه چیز با یک امضا روشن شد: مسئول فروش، امضای مسیرهای متعارف را متوقف کرد و اختیار را به شریک خود داد؛ آن هم با نقض صریح مصوبه شعام و در سایه پوشش رسانه‌ای که با منابع نهادی و حمایت مالی همان شریک تقویت می‌شود. برای بازار اروپا، این پرونده نشانه واضح ریسک بالای تطبیق و لزوم خروج از هر تعامل آلوده به چنین زنجیره‌ای است. برای داخل، این پرونده مطالبه شفافیت، پاسخگویی و بازگشت بی‌قیدوشرط به معیارهای اعتبارسنجی و انضباط بدهی است. نام‌ها نباید جای قواعد بنشینند؛ و هرجا که چنین شد، امضاها باید متوقف و اسناد باید رو شوند.

پیشینه

محمدجواد باوند، مسئول فروش نفت، امضای معاملات رسمی را انجام نمی‌دهد اما هفته گذشته مجوز فروش را برای شریکش روح‌الله رضوی امضا کرد؛ رضوی فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی‌های قبلی است. این اقدام برخلاف مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام) انجام شد و با پوشش رسانه‌ای تأمین‌شده از منابع نهادی و حمایت مالی رضوی پشتیبانی گردید.